جذابیت های معماری در شهرهای کانادا: سفری از ریشه های بومی تا نمادهای معاصر
به گزارش مجله آزمون اول، معماری کانادا، بازتابی غنی از تاریخ چندفرهنگی، جغرافیای وسیع و نوآوریهای معاصر این کشور است. از سازههای هوشمندانه بومیان که در هماهنگی کامل با طبیعت ساخته شدهاند تا بناهای تاریخی با تأثیرات اروپایی در شرق و آسمانخراشهای شیشهای و پایدار در غرب، شهرهای کانادا گنجینهای از سبکها و سازههای شگفتانگیز را در خود جای دادهاند. این گزارش به بررسی برجستهترین جاذبههای معماری در شهرهای مختلف کانادا میپردازد و تصویری از تکامل و تنوع معماری این کشور، از ریشههای عمیق بومی تا جریانهای شاخصی چون سبکهای تاریخی، بروتالیسم، پستمدرنیسم و جنبش قدرتمند معماری سبز و پایدار، ارائه میدهد.
اگر علاقمند به سفر با بهترین قیمت تور کانادا هستید با ما همراه شوید، با مجری مستقیم تور کانادا از تورنتو، مونترال و ابشار نیاگارا دیدن کنید و بهترین تجربه سفر را داشته باشید.
ریشههای بومی: معماری سنتی در هماهنگی با سرزمین
پیش از ورود اروپاییها، مردمان بومی کانادا (اقوام اولیه، اینویتها و متیها) راهحلهای معماری منحصربهفردی را توسعه دادند که عمیقاً با اقلیم، منابع طبیعی در دسترس و ساختارهای اجتماعی-فرهنگیشان پیوند خورده بود. این معماری، تجلی درک عمیق از محیط و نیازهای زندگی جمعی و فردی بود.
اقوام اولیه سواحل اقیانوس آرام: خانههای کشیده (Longhouses)در سواحل غربی، اقوامی مانند هایدا (Haida) و سالیش (Salish) به دلیل دسترسی به جنگلهای انبوه درخت سدر، خانههای کشیده چوبی میساختند . این سازههای عظیم که گاهی دهها متر طول داشتند، چندین خانواده از یک طایفه را در خود جای میدادند و مرکز زندگی اجتماعی و برگزاری مراسم بودند . الوارهای سدر با تکنیکهای پیشرفته نجاری و بدون میخ به هم متصل میشدند و ورودی آنها اغلب با ستونهای توتم (Totem Poles) که روایتگر تاریخ و اساطیر خانوادگی بود، تزئین میشد .
اقوام اولیه دشتهای بزرگ: تیپی (Tipi)اقوام کوچنشین دشتها مانند کری (Cree) و بلکفوت (Blackfoot) که به دنبال گلههای بوفالو بودند، تیپی را به عنوان سرپناه متحرک خود برگزیدند . این سازه مخروطیشکل از تیرکهای چوبی و پوشش پوست بوفالو ساخته میشد و به راحتی برچیده و حمل میشد . شکل آیرودینامیک آن در برابر بادهای شدید مقاوم بود و دریچههای دود در بالای آن، امکان تهویه و روشن کردن آتش در داخل را فراهم میکرد . تیپی نه فقط یک خانه، بلکه نمادی از جهانبینی آنها بود .
اینویتها در قطب شمال: ایگلو (Igloo) و کارماک (Qarmaq)اینویتها برای بقا در شرایط سخت قطب شمال، شاهکارهای مهندسی خلق کردند .
- ایگلو: این گنبد که از بلوکهای فشرده برف ساخته میشد، یک پناهگاه موقت شکار زمستانی بود. برف به عنوان یک عایق حرارتی عالی، دمای داخل را تنها با گرمای بدن ساکنان، تا 16 یا 20 درجه سانتیگراد گرمتر از محیط بیرون نگه میداشت.
- کارماک: برای سکونت طولانیتر، اینویتها خانههای نیمهزیرزمینی به نام کارماک میساختند . این سازهها با پایهای از سنگ یا استخوان نهنگ و سقفی پوشیده از پوست حیوانات، خانوادهها را در برابر بادهای یخی محافظت میکردند .
مردم متی (Métis): معماری تلفیقیمردم متی، که از وصلت اروپاییان و بومیان پدید آمدند، معماریای را توسعه دادند که بازتاب هویت دوگانه آنها بود. "خانه قابی رد ریور" (Red River Frame) یکی از سبکهای شاخص آنها بود که تکنیکهای اروپایی ساخت قاب چوبی را با دانش بومی در استفاده از مصالح محلی مانند گل و علف ترکیب میکرد .
شهرهای شرقی: جایی که تاریخ نفس میکشد
کبک سیتی: تکهای از اروپا در آمریکای شمالی
شهر کبک، با مرکز تاریخی خود که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده، تنها شهر دیوارکشی شده در شمال مکزیک است.
- کبک قدیم (Vieux-Québec): این منطقه با معماری دوره "فرانسه نو" که با دیوارهای سنگی ضخیم، سقفهای فلزی شیبدار و پنجرههای کوچک مشخص میشود، فضایی کاملاً اروپایی دارد. خیابانهای سنگفرش مانند پتی-شامپلن (Petit Champlain) این حس را تداعی میکنند.
- هتل شاتو فرانتناک (Fairmont Le Château Frontenac): این هتل باشکوه با معماری سبک شاتو، نماد اصلی شهر کبک است و بر خط افق آن تسلط دارد.
- کلیسای جامع نوتردام کبک (Notre-Dame de Québec Cathedral): این کلیسا که قدمت آن به سال 1633 بازمیگردد، قدیمیترین کلیسای شمال مکزیک است و نمای فعلی آن نمونهای برجسته از معماری نئوکلاسیک است.
مونترال: تلفیق دنیای قدیم و نوآوریهای مدرن
مونترال شهری است که در آن، جذابیتهای تاریخی و نوآوریهای مدرن به زیبایی در هم آمیختهاند.
- کلیسای جامع نوتردام مونترال (Notre-Dame Basilica): این کلیسا یکی از برجستهترین نمونههای معماری احیای گوتیک در کاناداست و فضای داخلی آن با رنگ آبی تیره و ستارههای طلایی خیرهکننده است.
- هبیتات 67 (Habitat 67): این مجموعه مسکونی که توسط موشه سفدی برای اکسپو 67 طراحی شد، یکی از نمادینترین نمونههای معماری بروتالیست در جهان است. این سازه از 354 مکعب بتنی پیشساخته تشکیل شده که به شکلی نامنظم روی هم قرار گرفتهاند.
- ورزشگاه المپیک: این ورزشگاه که برای المپیک 1976 ساخته شد، با برج کج خود که بلندترین برج مایل در جهان است، نمونهای برجسته از معماری بروتالیست به شمار میرود.
- آسمانخراش 1000 د لا گوشتیه (1000 de La Gauchetière): این بنا با سقف مثلثی مسی، بلندترین ساختمان شهر و نمونهای شاخص از معماری پستمدرن است.
تورنتو: کلانشهر مدرن و چندفرهنگی
- برج سیان (CN Tower): این برج مخابراتی با ارتفاع 553 متر، نماد اصلی شهر تورنتو است.
- الحاقیه کریستالی موزه سلطنتی انتاریو (ROM): این الحاقیه که توسط دنیل لیبسکیند طراحی شده، یکی از جنجالیترین بناهای معاصر کاناداست. فرم دیکانستراکتیویستی و زاویهدار آن که از فولاد، آلومینیوم و شیشه ساخته شده و از اشکال کریستالی موجود در گالری کانیشناسی موزه الهام گرفته شده، در تضادی شدید با ساختمان تاریخی و آجری موزه قرار دارد. این طراحی واکنشی دوگانه را برانگیخت: عدهای آن را شاهکاری جسورانه ستودند، در حالی که منتقدان آن را الحاقیهای بیتناسب و مهاجم به بافت تاریخی میدانستند. با این حال، "کریستال" موفق شد موزه را به یک جاذبه شهری برجسته تبدیل کند.
- کتابخانه روبارتس (Robarts Library): این کتابخانه در دانشگاه تورنتو، یکی از نمادینترین نمونههای بروتالیسم در آمریکای شمالی است و به "قلعه کتاب" شهرت دارد.
- کاسا لوما (Casa Loma): این عمارت اشرافی به سبک گوتیک، قلعهای باشکوه در قلب یک شهر مدرن است.
- معماری پایدار: تورنتو با سیاست بام سبز و پروژههای نوآورانهای مانند The Arbour (اولین بنای سازمانی با اسکلت چوب انبوه در انتاریو) و Waterfront Innovation Centre (با هدف کسب گواهینامه LEED Platinum)، پیشرو در معماری پایدار است.
شهرهای غربی: نوآوری و هماهنگی با طبیعت
ونکوور: زادگاه "ونکووریسم" و معماری پایدار
- ونکووریسم (Vancouverism): این سبک شهرسازی بر ایجاد تراکم بالا از طریق برجهای مسکونی بلند و باریک بر روی پایههای تجاری استوار است. یکی از نوآورانهترین جنبههای آن، حفاظت از "کریدورهای دید" (View Corridors) برای حفظ چشماندازهای عمومی به کوه و دریا است.
- کتابخانه عمومی ونکوور: این ساختمان که توسط موشه سفدی با الهام از کولوسئوم رم طراحی شده، یک سازه مدور و چشمگیر و از برجستهترین نمونههای پستمدرنیسم در کانادا است.
- مرکز همایشهای ونکوور (Vancouver Convention Centre): این شاهکار معماری پایدار، دارای بزرگترین بام سبز کانادا است و از حرارت آب دریا برای سیستم گرمایش و سرمایش خود استفاده میکند.
کلگری: انرژی و معماری پویا
- مرکز ملی موسیقی (Studio Bell): این بنا که توسط Allied Works Architecture طراحی شده، با فرم منحنی و پویای خود که از آلات موسیقی و مناظر طبیعی آلبرتا الهام گرفته، به نمادی برای شهر کلگری تبدیل شده است. نمای آن از کاشیهای سرامیکی یا تراکوتای لعابدار پوشیده شده که در نور، درخششی متغیر دارد [12, ANSWER 2]. پلی که از روی خیابان عبور کرده و دو بخش ساختمان را به هم متصل میکند، آن را به دروازهای برای محله "ایست ویلج" تبدیل کرده است.
- پارک Dale Hodges: این پروژه، یک سایت صنعتی آلوده را به یک پارک عمومی زیبا و یک تصفیهخانه طبیعی آب باران تبدیل کرده است.
پایتخت و دیگر مراکز شهری
اتاوا:
- ساختمانهای پارلمان: این مجموعه با معماری نئوگوتیک خیرهکننده خود، نماد دموکراسی کانادا است.
- گالری ملی کانادا (National Gallery of Canada): این بنا که توسط موشه سفدی طراحی شده، نمونهای از گفتگوی محترمانه معماری مدرن با بافت تاریخی است. "تالار بزرگ" (Great Hall) با سقف کریستالی بلند خود، ارتباط بصری قدرتمندی با ساختمانهای پارلمان در آن سوی رودخانه برقرار میکند و به معماری گوتیک کتابخانه پارلمان ارجاع میدهد. این طراحی، گالری را به عنوان یک نهاد ملی مهم در پایتخت تثبیت کرده است.
وینیپگ: این شهر که به "دروازه غرب" شهرت دارد، با بناهای مدرن هویت خود را بازتعریف کرده است.
- موزه حقوق بشر کانادا: این موزه که توسط آنتوان پرِداک طراحی شده، یک شاهکار نمادین و یک سفر استعاری از "تاریکی به نور" است. سفر از "ریشههای" سنگی و تاریک موزه در دل زمین آغاز میشود و بازدیدکنندگان از طریق رمپهای معلق و پیچدرپیچ که با مرمر سفید یا سنگ آلاباستر روشن شدهاند، به سمت بالا حرکت میکنند. این صعود نماد مبارزه برای حقوق بشر است و در "برج امید" (Tower of Hope)، یک مناره شیشهای 100 متری، به اوج خود میرسد. نمای شیشهای بنا به "بالهای کبوتر" تشبیه شده و در منطقه تاریخی "The Forks"، محل تلاقی دو رودخانه، قرار گرفته است.
- پل اسپلاند ریل (Esplanade Riel): این پل معلق کابلی که توسط معمار بومی، اتین گبوری طراحی شده، به یکی از نمادهای شهر تبدیل شده است . این پل که فقط برای عابران پیاده و دوچرخهسواران است، با وجود یک رستوران در میانه آن، فضایی عمومی و پویا بر روی رودخانه سرخ ایجاد کرده است .
هالیفاکس: هویت معماری این شهر بندری با تاریخ دریانوردی و معماری ویکتوریایی گره خورده است.
- خانههای ویکتوریایی رنگارنگ (Painted Ladies): این خانههای چوبی که عمدتاً در قرن نوزدهم ساخته شدهاند، با تزئینات استادانه، ایوانهای بزرگ و رنگهای زنده و متنوع، شخصیت بصری منحصربهفردی به محلههایی مانند South End بخشیدهاند. این سبک امروزه بخش مهمی از میراث و جذابیت توریستی هالیفاکس است.
جریانها و سبکهای برجسته معماری در کانادا
- سبکهای تاریخی: سبکهایی چون احیای گوتیک (نماد هویت ملی و وابستگی به بریتانیا)، نئوکلاسیک (نماد نظم و دموکراسی در بناهای دولتی) و سبک شاتو (نماد تجمل در هتلهای راهآهن) سیمای شهری کانادا را در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شکل دادند.
- بروتالیسم: این سبک که در دهههای 1950 تا 1970 به اوج رسید، بر "صداقت مصالح" و نمایش بیپرده ساختار بتنی استوار بود و اغلب با آرمانگرایی برای ساخت بناهای عمومی کارآمد مانند دانشگاهها و مراکز هنری همراه بود.
- پستمدرنیسم: این سبک به عنوان واکنشی علیه سادگی مدرنیسم، با رویکردی التقاطی و بازیگوش، به دنبال بازگرداندن تزئینات، رنگهای جسورانه و ارجاعات تاریخی به معماری بود تا با عموم مردم ارتباط برقرار کند.
- تأثیر معماری بومی در دوران معاصر: در سالهای اخیر، معماران کانادایی به طور فزایندهای به دنبال تلفیق حکمت و فلسفه مردمان بومی با طراحیهای معاصر هستند. این رویکرد بر احترام به طبیعت، استفاده از مصالح محلی و پایداری با نگاه به "هفت نسل آینده" استوار است. موزه تاریخ کانادا اثر داگلاس کاردینال، با فرمهای منحنی و روان خود، شاخصترین نمونه این جریان است.
- جنبش معماری پایدار (سبز): از آغاز قرن بیست و یکم، جنبشی قدرتمند به سوی معماری پایدار در شهرهای کانادا شکل گرفته است . این جنبش بر کاهش مصرف انرژی، استفاده از مصالح نوآورانه مانند چوب انبوه (mass-timber) و بهبود کیفیت زندگی شهری تمرکز دارد. بناهای دارای گواهینامه LEED و استانداردهای خانه غیرفعال (Passive House) به نمادهایی از تعهد کانادا به آیندهای پایدار تبدیل شدهاند.
خلاصه
معماری شهرهای کانادا داستانی چندوجهی از تاریخ، فرهنگ و پیشرفت این کشور را روایت میکند. این داستان از ریشههای عمیق خود در معماری سنتی بومیان آغاز میشود؛ سازههایی هوشمندانه مانند خانههای کشیده، تیپیها و ایگلوها که نمونههای بینظیری از طراحی پایدار و هماهنگ با طبیعت بودند. با ورود اروپاییان، سبکهای تاریخی مانند احیای گوتیک به عنوان نماد هویت ملی، نئوکلاسیک به عنوان بیانگر نظم و سبک شاتو به عنوان نمادی از تجمل، سیمای شهری را شکل دادند. در کنار اینها، جریانهای مدرنتری مانند بروتالیسم با صداقت بتنی خود و پستمدرنیسم با رنگ و تاریخگراییاش، به این تنوع افزودند.
در دوران معاصر، معماری کانادا با بناهای نمادین و جسورانه، هویت شهرهای خود را بازتعریف میکند. موزه حقوق بشر کانادا در وینیپگ با سفر استعاری خود از تاریکی به نور، الحاقیه کریستالی موزه سلطنتی انتاریو با فرم ساختارشکن خود، و مرکز ملی موسیقی در کلگری با نمای پویایش، نمونههایی از این هویتسازی هستند. در کنار اینها، جریانهای قدرتمندی آینده معماری کانادا را شکل میدهند. نخست، تأثیر فزاینده معماری بومی که با الهام از فلسفه احترام به طبیعت، به دنبال ایجاد سازههایی هماهنگ با سرزمین است. دوم، جنبش معماری پایدار (سبز) که به یک بخش جداییناپذیر از هویت شهری جدید در کلانشهرها تبدیل شده است. سبک شهرسازی ونکووریسم الگویی جهانی شده و پروژههایی با گواهینامه LEED و استانداردهای پیشرفته، خط افق شهرها را بازتعریف میکنند. بناهای نمادینی مانند برج سیان، هبیتات 67، ساختمانهای پارلمان و اکنون مرکز همایشهای ونکوور، نه تنها جاذبههای گردشگری، بلکه نمادهایی از هویت ملی کانادا هستند که گذشته پرافتخار، ریشههای عمیق بومی و آینده پایدار این کشور را به هم پیوند میدهند.