مهم ترین دستاورد کرونا

به گزارش مجله آزمون اول، اگر امروز می گویند که ایران مرکز اشاعه کرونا است، فارغ از این که این ادعا چقدر نادرست است، محصول نادیده دریافت فروض اصل جهانی شدن از سوی ترامپ است. از همه مهم تر این که اگر یک کشور نتواند از امکانات جهان استفاده مشروع و معقول کند، به طریق اولی تعهداتش را نیز یا نادیده خواهد گرفت یا ناتوان از انجام آن خواهد شد. نتیجه منفی سیاست های ترامپ از طریق کرونا امروز مشهود است. بنابراین انتظار می رود که ترامپ و بقای او قربانی انگیزه ها و ایده هایی شوند که او را بر سر کار آوردند. شاید این مهم ترین دستاورد کرونا باشد.

مهم ترین دستاورد کرونا

به گزارش مجله آزمون اول، عباس عبدی، روزنامه نگار، در روزنامه ایران نوشت: ابتدا متذکر شوم که درباره جنگ بیولوژیک و امکان و امتناع آن هیچ اطلاعی ندارم. طبعاً در جهت تأیید و رد احتمال چنین جنگی از سوی آمریکا و ترامپ هم نمی خواهم بنویسم. مسأله این یادداشت موضوع دیگری است به نام دنیای شدن و سیاست ترامپ. از حدود نیم قرن پیش مسأله ای پیش روی نظریه پردازان قرار گرفت که آن را در قالب دنیای شدن تعریف کردند. دنیای شدن پدیده ای چندوجهی بود که اتفاق نظری نسبی درباره کلیت آن وجود داشت. ابعاد مالی آن شامل آزاد شدن تحرک عوامل تولید بویژه سرمایه و فناوری بود، اطلاعاتی شدن اقتصاد و دنیا نیز یکی دیگر از وجوه این پدیده بود. رشد شتابان ارتباطات و توریسم فوق العاده بود. پیوستگی ها و حتی گسیختگی های فرهنگی و کم شدن قدرت های سیاسی محلی و کشوری و تقویت نهادهای بین المللی و خلاصه پیوستگی بیشتر جوامع بشری همه را به این نتیجه رساند که با پدیده جدیدی در تاریخ بشر مواجهیم که بیش از همیشه همبستگی متقابل بشر را ضروری ساخته است. در دهه آخر قرن بیستم دو اتفاق مهم در سیاست و فناوری نیز رخ داد که فرآیند دنیای شدن را تکمیل کرد. اول سقوط امپراطوری شوروی و دوم ظهور اینترنت و شبکه دنیای وب و سپس شبکه های اجتماعی و ماهواره های ارتباطی این فرآیند را تکمیل می کرد.

در این مرحله یک تحول اساسی در نقش ایالات متحده به وجود آمد. نظریه پردازان سیاسی آمریکا معتقد شدند که ایالات متحده باید در این دنیا جدید نقش مسئولانه تری را عهده دار شود. دیگر نمی توان مثل دوران جنگ سرد اینجا و آنجا کودتا و دنیا را عرصه تقابل شوروی و آمریکا تعریف کرد. برخی حتی مثل کیسینجر برای آمریکا نقش رهبری و نه سلطه گری قائل شدند. نقش رهبری، همراه با مسئولیت پذیری نیز هست. مثل یک کشور که چگونه استان ها و ایالت های آن باید پیوستگی و همبستگی داشته باشند و استان اصلی و قوی تر، همزمان در برابر استان های ضعیف مسئولیت پذیر باشد. دنیای شدن در عصر کلینتون در این چارچوب اوج گرفت. نزدیکی بیشتر آمریکا با چین، هماهنگی با اروپا، همه را نسبت به آینده امیدوار کرده بود. بالکان یکی از جاهایی بود که بحران آن در نهایت در این قالب پایان یافت. اتحادیه اروپا وارد مرحله جدیدتری شد. پول واحد اروپایی رؤیای آنان را محقق کرده بود.

امید و خوش بینی در دنیا زنده شده بود. تا این که رویه دیگر دنیای شدن که تروریسم باشد از راه رسید و 11 سپتامبر همه این فرآیند را تحت تأثیر قرار داد. تأثیر اصلی آن ظاهراً 15 سال بعد و با انتخاب ترامپ آشکار شد، زیرا اوباما نیز به ادامه فرآیند قبلی دنیای شدن متعهد باقی ماند. او از بقای بریتانیا در اتحادیه اروپا حمایت می کرد. با مسأله تغییر اقلیم و پیمان کیوتو موافق بود. پیمانی که به یکی از مسائل مهم دنیای شدن یعنی تغییرات آب و هوایی پرداخته بود.

در سال 2016 همه این خواب و خیال ها یا امیدها به پایان رسید. اولین سنگ این بنا که قرار بود تاریخی شود و پایان تاریخ نیز باشد! در بریتانیا خراب و برداشته شد. برگزیت، رفراندوم خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا در تابستان 2016 رأی آورد. هنوز دنیا در شوک این واقعه بود که آیا اجرا می شود یا نمی شود؟ یا چه کار باید کرد که انجام نشود که ضربه بعدی در آمریکا زده شد. ترامپ با شعار اول آمریکا روی کار آمد. اولی که دومی ندارد! و تعبیر دقیق تر آن این است: تنها آمریکا. این اتفاق شنا کردن در جهت آب رودخانه نبود.

او دنیا را به هیچ گرفت. پیمان پاریس را مسخره کرد. طرح حمایت از سلامت اوباما را در اولین اقدام خود لغو و متوقف کرد. از برجام خارج شد. چین را به چالش کشید. از برگزیت حمایت کرد و دنیا را به دوران جنگ سرد برگرداند. جنگ سردی که میان آمریکا و شوروی نبود، بلکه میان آمریکا و بقیه دنیا بود. این فرآیند خلاف الزامات دنیای شدن است. در دنیای شدن، دنیا اول است و نه آمریکا. اگر آمریکا بخواهد اول باشد، خواه ناخواه در مقابل بقیه دنیا قرار خواهد گرفت.

نمی توان یک کشور را با حداکثر توان تحریم کرد و تبعات چنین تحریمی را متحمل نشد. این به معنای آن است که یک بخش از خود را تحریم کرده ایم. قصدم توجیه ناکارآمدی های خودمان در مقابله با این ویروس نیست ولی کشوری که نتواند منابع درآمدی کافی داشته باشد، نتواند ارتباطات مالی داشته باشد، در نتیجه قادر نخواهد بود که به طور مؤثر از اشاعه یک ویروس نیز جلوگیری کند.

اگر امروز می گویند که ایران مرکز اشاعه کرونا است، فارغ از این که این ادعا چقدر نادرست است، محصول نادیده دریافت فروض اصل دنیای شدن از سوی ترامپ است. از همه مهم تر این که اگر یک کشور نتواند از امکانات دنیا استفاده مشروع و معقول کند، به طریق اولی تعهداتش را نیز یا نادیده خواهد گرفت یا ناتوان از انجام آن خواهد شد. نتیجه منفی سیاست های ترامپ از طریق کرونا امروز مشهود است. بنابراین انتظار می رود که ترامپ و بقای او قربانی انگیزه ها و ایده هایی شوند که او را بر سر کار آوردند. شاید این مهم ترین دستاورد کرونا باشد.

منبع: خبرگزاری ایسنا
انتشار: 14 اردیبهشت 1399 بروزرسانی: 14 اردیبهشت 1399 گردآورنده: quiz1.ir شناسه مطلب: 8198

به "مهم ترین دستاورد کرونا" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "مهم ترین دستاورد کرونا"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید